♛❤دل نوشته هاي من و تو♛❤

من و آرزوی پرواز...

تاریخ فلاسفه ایران



* ابن سینا ــ  ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا،  350 ـ 428 ،  فیلسوف و طبیب بزرگ ایرانی دارای تألیفات بسیار مهم طبی و فلسفی می باشد.  ابن سینا از کودکی نبوغ و استعداد سرشاری در آموختن مسائل مهم فلسفی، ریاضی و دینی داشت،  آثار و مولفات این حکیم بالغ بر 200 جلد می باشد،  ک برخی از آنها عبارتست از قانون در طب شفا در فلسفه، اشارات در فلسفه،  دانشنامه علائی در منطق ک فقط کتاب دانشنامه بفارسی است و بقیه آثار این فیلسوف بعربی می باشد.

 * ابونصر فارابی ــ  محمد بن محمد بن طرخان،  فیلسوف و ریاضی دان منجم بزرگ ایرانی بواسطه مقام شامخی که در علوم بدست آورده بود،  بمعلم ثانی ملقب گردید.  در دروغ هلنیسم معلم اول به ارسطو گفته می شود.  ابونصر فارابی در تفکر و استدلال و ابراز نظریات بدیع فلسفی یگانه روزگار بود،  علاو بر تبحر در علوم،  صاحب عقاید نو در حکمت بود.  برخی از آثار او عبارتند:  جمع بین الرائیین، سیاست المدینه، آراء اهل مدینه فاضله، کتاب نجوم، کتاب اغراض، مابعد الطبیعه، مراتب العلوم، ابن سینا مقام والای فارابی را ستوده بود،  وفات ابونصر فارابی 339 در دمشق اتفاق افتاد.

 * ابوریحان بیرونی ــ  362 ـ 440 ، ابوریحان محمد بن احمد بیرونی،  در خوارزم متولد گردید و در مولد خویش به تحصیل پرداخت،  در ریاضی، نجوم، طب، استاد گشت.  مسافرت هایی به هند و سایر نقاط کرد،  آثار نفیسی در زمینه های مختلف پدید آورد که از جمله آثار:  الباقیه عن القرون الخالیه، التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، قانون مسعودی،  می باشند،  این دانشمند بزرگ ایرانی بکرویت زمین عقیده داشت.

 * احمد سرخسی ــ  احمد بن یعقوب بن مروان طبیب،  از فلاسفه بزرگ ایران بود،  که کتب بسیاری از یونانی بعربی ترجمه کرد،  در تلخیص کتب مفصل و مشکل فلسفی مهارت داشت.  این دانشمند در روزگار معتضد خلیفه می زیست،  و بدست یکی از امرا کشته شد،  از تألیفاتش می توان کتاب های:  سیاست، منفعت کوه ها، زاد المسافر، طبخ، حساب و جبر و مقاله، در فنون منطق را نام برد.

 * ابوسهل فضل بن نوبخت ــ  خاندان نوبخت از شیعیان بودند که از جمله ابوسهل در فلسفه، ریاضی، نجوم، استاد بود و تألیفاتی داشت.  وی عهدار کتابخانه هارون الرشید بود،  و کتب بسیاری را از پهلوی بعربی ترجمه کرد.

 * دوانی ــ  جلال الدین محمد بن اسعد از بزرگان فلسفه و کلام بود که در دوان فارس چشم به جهان گشود،  سلطان یعقوب ترکمان در بزرگداشت و احترام وی می کوشید.  این دانشمند دارای تألیفات فراوانی به فارسی و عربی است،  از جمله لوامع الاشراق که به اخلاق جلالی معروف می باشد،  وفات دوانی 908 اتفاق افتاد.

 * ابوبکر محمدبن زکریای رازی ــ  از فلاسفه، دانشمندان، پزشکان بزرگ ایران بود،  در جوانی به تحصیل فلسفه، طب، ریاضی، نجوم، پرداخت،  در همه این علوم صاحبنظر گردید.  ولی عمده شهرت این دانشمند در پزشکی و شیمی می باشد،  کتاب الحاوی وی مدتها مرجع و کتاب درسی اروپائیان بود.  در شیمی بکشفیاتی نائل آمد،  گویند 56 اثر عالی و با ارزش از خود باقی گذاشته،  با این تألیفات و تحقیقات نظری و علمی خود پیشرفت فراوان نصیب دانش کرد.  از آثار این حکیم می توان کتب:  الطب المنصوری، من لا یحضره الطبیب و الحاوی را نام برد،  وفاتش در 320 یا 322 اتفاق افتاد.  مشروح در اینجا.

 * شهاب الدین سهروردی ــ  از فلاسفه بزرگ ایران بود،  در زنجان بدنیا آمد،  در مشرب اشراق صاحب نظریات بدیع بود.  وی در اصول و فلسفه تألیفاتی داشت،  کتاب حکمت الاشراق او معروف است،  سهروردی مدتی در جوانی از مجلس درس فخرالدین رازی استفاده کرد،  سرانجام در سال 587 در حلب بقتل رسید.

 * فخر رازی ــ  ابو عبدالله فخرالدین محمد رازی،  از دانشمندان بزرگ در فقه، فلسفه و کلام بود،  از آثار وی می توان کتب:  نهایة العقول، المحصل، المباحث المشرقیه، المحصول،  را نام برد.

 * غزالی طوسی ــ  مجد الدین احمد بن محمد،  در بین 450 تا 505 می زیست،  در طوس متولد شد،  از متکلمان و دانشمندان و عارفان بزرگ ایران بود.  ابتدا در نظامیه بغداد تدریس می کرد،  سپس گوشه گیری گزید،  و به تصنیف و تألیف و تزکیه نفس پرداخت.  برخی از آثار این عالم بزرگ عبارت است:  کیمیای سعادت، المنقذمن الضلال، تهافت الفلاسفه، احیاء العلوم الدین،  ترجمه کیمیای سعادت به فارسی کنونی انجام شده است.

 * قطب الدین شیرازی ــ 634 ـ 710 ،  قطب الدین محمود بن ضیاء الدین مسعود کازرونی،  در شیراز متولد شد،  در ده سالگی خرقه تصوف پوشید،  چون پدرش پزشک بود،  در این رشته تحصیل کرد.  اما شوق سفر او را از اقامت در شیراز منصرف کرد،  خدمت خواجه نصیر رسید،  از او دانش آموخت،  در قونیه مولانا مولوی را ملاقات کرد.  آثار پر ارزشی از جمله درة التاج لغرة الدباج را به فارسی تصنیف کرد،  که در حقیقت یک دائرة المعارف زمان مولف محسوب می شود.

 * شمس الدین محمد خفری ــ  از شاگردان ملاصدرای شیرازی بود،  که در علوم ریاضی، فلسفه، نجوم، مهارت بسزایی داشت،  برخی از آثارش عبارتند:  رساله حل مالاینحل منتهی الا دراک، رساله اثبات واجب.

 * علی کاتبی قزوینی ــ  از شاگردان ممتاز خواجه نصیر طوسی بود،  که در قرن هفتم می زیست،  کتاب حکمته العین در متافیزیک و فیزیک،  و رساله شمسیه او در منطق معروف است.

 * ملاصدرا ــ  صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی،  از بزرگترین فلاسفه اسلامی بشمار می رود،  وی از شاگردان میر محمد باقر داماد و شیخ بهائی بود.  در فلسفه، ریاضی، علوم دینی، صاحب نظر بود،  بویژه در فلسفه افکاری نو و نظریاتی بدیع داشت.  از آثارش:  اسفار اربعه، شواهد ربوبیه، مبدء و معاد، مشاعر، عرشیه، شرح هدایه اثیریه، شرح اصول کافی، می باشد،  وی در بصره هنگام سفر حج سال 1050 در گذشت.

 * میرداماد ــ  میر محمد باقر بن شمس الدین محمد استر آبادی،  پسر داماد،  ابتدا معروف به ابن داماد بود،  ولی ابن از اول اسمش افتاد و به میرداماد مشهور گشت.  وی از شاگردان ملاصدرا بود،  میر داماد در فلسفه و علوم دینی مهارت داشت،  از تألیفات وی:  قبسات، حبل المیتن، صراط المستقیم،  می باشد.

 * نصیر الدین طوسی ــ  خواجه نصیر الدین محمد،  در ریاضی و فلسفه و نجوم و ادب یگانه روزگار بود،  در زمان خانات ایرانی صدرارت داشت.  بسیاری از دانشمندان را گرامی می داشت،  کتاب های بسیار فلسفی و علمی و ادبی را از گزند نابودی روزگار حفظ نمود.  تألیفات و تصنیفات خواجه بسیار جالب، متنوع و فراوان است،  از جمله اخلاق ناصری در اخلاق، معیار الشعار در عروض، شرح اشارات ابن سینا است،  کتاب های بیشماری در ریاضی و نجوم از او بجای مانده است.  زندگی این فیلسوف و نابغه ایرانی را بین 597 تا 672 می دانند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 20:12 ] [ Alien ] [ ]



[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 13:50 ] [ Alien ] [ ]




[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 13:44 ] [ Alien ] [ ]

هوم؟؟؟




[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 11:37 ] [ Alien ] [ ]

پدر




مــهـــر پـــدر . . . ♥ ♥ ♥

ســـایـــه ی پــــدر . . . ♥ ♥ ♥

لـــطـــف پـــدر . . . ♥ ♥ ♥

تـــکــیــه گـــاه هــمــیــشــگــی پــــدر اســـت . . . ♥ ♥ ♥


بــرای ســلامــتــی هــمــه پـــدران لایــــکــــ . . . ! ! !

[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 11:36 ] [ Alien ] [ ]

مرد رویایی..



مرد رویایی کسی ک ....


حنی وقتی مثل سگ و گربه به جون هم افتادین


شب نزاره از بغلش  جم بخوری


بگه : اشتی نکردیما آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ


ولی من بدون تو خوابم نمیبره .. !


[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 ] [ 16:32 ] [ Alien ] [ ]

حسادت...


 

                                                          هر شب  

                                                خوشبخیــــــــــــــــــــــــــت را آرزو میکنم 


                                                          ولـــــــ ـ ـ ـ ـی

                                              فقـــــــــــــــط خدا میداند .......

                                                   حسادت امانم را بریده ..... .



[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 ] [ 16:29 ] [ Alien ] [ ]

غروب..



                                            فقط غروبهانیست که دلگیراست...


دلت که گیرکسی باشدهمیشه میگیرد...

[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 ] [ 16:28 ] [ Alien ] [ ]

گم میشوم


هنوز هگاهی همیان آدمها گم می شوم…!

کوچه هها را بلد شدم…

خیابان‌ها را هبلد شدم…
ماشین‌ها را، همغاز‌ه‌ها را،
… رنگ‌هایهچراغ قرمز را…
ولی هنوز گاهی میانهآدمها گم می شوم
آدمها راهبلد نیستم



برچسب‌ها: گم میشوم
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:35 ] [ Mermaid ] [ ]

خاطره



از بعضی ادمها خاطره میماند
از بعضی های دیگر هیچ

خاطره ساختن لیاقت میخواهد.


برچسب‌ها: خاطره
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:33 ] [ Mermaid ] [ ]

دل شکسته


هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه!!!

ولی حداقل من یادش دادم که وقتی شکست ،

لبه ی تیزش دست کسی رو که شکستش نبره...!




برچسب‌ها: دل شکسته
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:30 ] [ Mermaid ] [ ]

خدا را دارم...

کوله بارم بر دوش ، سفری می باید

سفری بی همراه ، گم شدن تا ته تنهایی محض

سازکم با من گفت :

هر کجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی
 
تو بگو از ته دل :


من خدا را دارم



http://yektatak.com/wp-content/uploads/2013/08/eshgz12.jpg


برچسب‌ها: خدا را دارم
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:28 ] [ Mermaid ] [ ]

دیوانه


 

گفت دیوانه وار دوستت دارم !

ولی من چه ساده بودم که نفهمیدم به دیوانه اعتباری

نیست …


.


برچسب‌ها: دیوانه
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:23 ] [ Mermaid ] [ ]

هوای تو


            گاهی بی هوا دلم هوایت را می کند …

          هوای تو ؛ تویی که هیچوقت هوایم را نداشتی …

                       
                 


برچسب‌ها: هوای تو
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:19 ] [ Mermaid ] [ ]

فراموش


شیشه های شکسته تعویض می شوند …

پل های شکسته ، تعمیر …

آدم های شکسته ، فراموش !!!




برچسب‌ها: فراموش
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:16 ] [ Mermaid ] [ ]

اعتماد؟...


وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید

در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت :

” شخصی برای زندگی “

یا

” درسی برای زندگی “



برچسب‌ها: اعتماد
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 23:9 ] [ Mermaid ] [ ]

رفتن؟؟


[ جمعه یکم شهریور 1392 ] [ 13:28 ] [ Alien ] [ ]

مادر..

 
 
وقتی با مامانا قهریم ...

مامانم:پاشو بیا شام بخور

-نمی خورم ...

مامانم : باشه نخور !

دودقیقه بعد : نخور ببینم کجا رو میگیری !

سه دقیقه بعد : نخور فشارت بیفته ضعف کنی !

چار دقیقه بعد : نخور از گشنگی بمیری الهی ،،، شکل اسکلت شدی از بس غذا نمیخوری .... :|

فدای همشون که انقد خوبن ♥

[ جمعه یکم شهریور 1392 ] [ 13:27 ] [ Alien ] [ ]

چ جوری؟؟



برچسب‌ها: نظرسنجی
[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 2:54 ] [ Alien ] [ ]

کدوم مورد پسنده؟؟؟



برچسب‌ها: نظرسنجی
[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 2:53 ] [ Alien ] [ ]

لاشه دل

تو دور میشوی

من در همين دور می مانم

پشيمان که شدی

برنگرد !

لاشه ی يک دل که ديدن ندارد........



برچسب‌ها: لاشه دل
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:15 ] [ Mermaid ] [ ]

ترافیک

آهــــای آدم هــــا . . . مـــــرا ڪہ هـیـچ مـقـصـدے 
بـه نـامـم و هـیـچ چـشـمـے در انـتـظـارم نـیـسـت
 را بـبـخـشـیـد
… ڪہ بـا بـودنـم تـرافـیـڪ ڪـــرده ام . . .


برچسب‌ها: ترافیک
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:14 ] [ Mermaid ] [ ]

دلیل خوشحالی

همیــشــﮧ بهت میگفتҐ


כلم میخواد خوشحالتـــ کنـــҐ،


 چـﮧ کنـــҐ کـﮧ حالا


כ لیل خوشحالیتـــ

 כּــبوכטּ  منــــ



برچسب‌ها: دلیل خوشحالی
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:6 ] [ Mermaid ] [ ]

خوشبختی


خوشبختی داشتن کسی است…


که بیشتر از خودش
تــــــــــو را بخواهد…
و
بیشـــتر از تــــــــو…
هیـــــــــــچ نخواهد..
و
برایش تـــــــمام زندگی باشی


برچسب‌ها: خوشبختی جملات عاشقانه
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:5 ] [ Mermaid ] [ ]

خیال

چقـــدر زیـــادی !


آنقــــدر ..


که نمـــیتوان ..


تمــــام ِ تـــو را “خیـــال” کــــرد !



برچسب‌ها: خیال
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:4 ] [ Mermaid ] [ ]

قلب شکسته

مهربانی ها و دلجویی هایت به کنار!


اما عزیزه من …


قلبه شکسته با چسب زخم خوب نمی شود!!!



برچسب‌ها: قلب شکسته
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:1 ] [ Mermaid ] [ ]

تنهایی

بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده…
دست به خلاف بزنیـم…!

من اندوه تـــو را مـــی دزدم…!

تو تنهـایـی مـرا…!!



برچسب‌ها: تنهایی
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 1:0 ] [ Mermaid ] [ ]

دوستت دارم

"دوستت دارم"


تکیه کلام تو بود


من بی جهت به آن تکیه داده بودم...!!!



برچسب‌ها: دوستت دارم
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 0:57 ] [ Mermaid ] [ ]

می ترسم

میترسم اگر یک شب هم راضی شدی به خوابم بیایی



من به یادت بیدار نشسته باشم . .



برچسب‌ها: می ترسم
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 0:56 ] [ Mermaid ] [ ]

داستان لئوناردو داوينچي و كشيدن تابلوي شام آخر حضرت عيسي

داستان لئوناردو داوينچي و كشيدن تابلوي شام آخر حضرت عيسي




لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد: مي‌بايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا، از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي‌كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرمانيش را پيدا كند.


روزي در يك مراسم همسرايي، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هايي برداشت.


سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود. كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي‌آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند.


نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده‌پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.


گدا را كه درست نمي‌فهميد چه خبر است، به كليسا آوردند: دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي‌تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.


وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: «من اين تابلو را قبلأ ديده‌ام!»


داوينچي با تعجب پرسيد: «كي؟»


- سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي‌خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم !!!!»

[ شنبه پنجم مرداد 1392 ] [ 15:16 ] [ Alien ] [ ]